<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هنر نین جو تسو                 </title>
<link>http://ninjatanha.blogfa.com/</link>
<description>اطلاعاتی درباره هنر نین جو تسو </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 30 May 2008 09:10:32 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مشهورترین انتقام خانوادگی نینجا </title>
<link>http://ninjatanha.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;صبر و بردباری  برای تمام نینجا ها عامل اساسی موفقیت محسوب می شود  در این  زمینه می توان  از  چوشین گورا  نام برد که داستانی واقعی از قتل عالیجناب کرا است  این داستان بدین ترتیب بود که بر سر  منازعه خصوصی  عالیجناب  اسانو در قصر شوگان بر روی عالیجناب کرا شمشیر  می کشد و ضربه ای به او وارد می اورد به دستور شوگان  اسانو همان شب دست به هاراگیری  می زند و در نتیجه ان چهل و هفت تن از ملازمان  سامورایی  او به رهبری اویشی  علیه عالیجناب کراکه به عقیده انان عامل  مجادله اربابشان بود  هم پیمان می شوند  تا انتقام او را بگیرند  عالیجناب  کراکه از طرف این سامورایی های  بی ارباب  احساس خطر می کند  نینجاهای خود را به مراقبت از  انها می گمارد  به منظور  بر طرف کردن سو ظن ها  اویشی و چهل وشش رزمنده دیگر در سطح شهر واطراف ان پخش می شوند و کار هایی از قبیل  نجاری مسگری  تجارت  و غیره را پیشه  خود  می سازند  و این  طور می گویند که دیگر علاقه ای به دنبال کردن جریان  ارباب گذشته خود ندارند  اویشی نیز خود به کیوتو می رود  و در انجا طی یک مراسم ساختگی به عیاشی و میگساری مشغول می شود و بسیاری از شبها را در  جویها و راه های  فاظلاب می گذارند پس از  ان نیز زن و فرزندان خود را به خاطر زنی بد کاره ترک می کند  در این حین  تنی چند  از همرزمان  اویشی با تن دادن به کارهای پستی از قبیل  اشپزی  و باغبانی در مناطق مختلف مشاغلی را در عمارت بزرگ عالیجناب  کرا  بدست می اورند   تعدادی دیگر  از نینجا ها  نیز  قبل از ان با به  راه انداختن یک اتش سوزی عمدی در کنار دیوار خارجی عمارت  بزرگ کرا  و با استفاده از هیاهوی ایجاد شده و هجوم برای خاموش کردن حریق  می توانند به داخل استحکامات کرا نفوذ کنند و خود را  به بالای مناطق استراتژی  همچون روی بامها بالای درختان و برجها برسانند و به سرعت طرحی از  راهروهای تو در توی داخل عمارت و کوچه  باغهای پر پیچ و خم ان رسم کنند  گر چه اسانو در اوریل ۱۷۰۱  دست به هاراگیری می زند  اما چهل و هفت تن مبارزان او هدف نهایی خود را دایر بر انتقام  گرفتن از کرا  باشد  تا ژانویه ۱۷۰۳ مخفی نگه می دارند  زمانی  که کرا گمان می کند  دیگر هیچ خطری از جانب انان او را تهدید  نمی کند  نینجاهای مراقب را  از تعقیب انان باز می دارد و به انجام وظایف دیگر می گمارد  در ژانویه  ۱۷۰۳  اویشی شرایط را برای عملیات نهایی که بزرگترین  انتقام در تاریخ ژاپن  است مهیا می بیند  و از کیوتو  سفری طولانی را به  ادو اغاز می کند (  ادو  در دوران فئو دالی پایتخت ژاپن بوده است )  او چهل و شش  همرزم دیگر خود  را نیز فرا می خواند  و با عالی ترین  صفوف نینجایی منتظر تغییر  مطلوب  جوی می شود  البته  انچه  از نظر  نینجا  شرایط مطلوب  جوی محسوب  می شود   همیشه  از نظر دیگران  مطلوب  به نظر نمی رسد  لذا در سی ام ژانویه  یعنی  درست بیست و یک ماه  بعد از انکه  اسانو شکم خود را می درد  اویشی تصمیم  می گیرد در شبی که اغلب افراد دشمن  بر گرد  اتش  ازدحام کرده بودند و از گرمای ان لذت می بردند  عملیات  نهایی را اغاز کند  در بیرون بوران می غرید و در ها و پنجره ها را به هم  می کوبید و سرو صدای افرادی را که بی اجازه  داخل   می شدند  در خود  خفه می کرد  و همچنین  قابلیت  بینایی را نیز تا حد صفر تنزل می داد  به کمک طوفان  شدید  برف و با استفاده از اطلاعاتی که  یاران اویشی بدست اورده بودند او به اتفاق همرزمان  صبورش  توانست بالاخره وارد عمارت کرا شود ملازمان  او را قمع  کند و خود کرا را در حالی که در گوشه ای چنبره زده بود بیابد  بر طبق   قوانین بوشی دو  انها در ابتدا به دشمن منفور خود پیشنهاد می کنند که دست به ها را گیری بزند زیرا چنین مرگی برای کرا شرافتمندانه تر از یک  اعدام ساده  بود اما واضح است که کرا شهامت دریدن  تن خود را نداشت بنابرین او را گردن زدند و دسته  جمعی طی مراسمی سرش را به قبرستانی  در معبد سنگا کوجی  ناحیه تا کانا وا  که امروز  بخشی از تو کیو است بردند و در مقابل قبر  عالیجناب  اسانو  قرار دادند  گر چه  بسیاری  از توده مردم و حتی دایمیوهای بزرگ این  انتقامجویی موفق را می ستایند و بر دباری افرادی که این نقشه  را طرح کرده و این  اعدام را به انجام  رسانده بودند  تحسین  می کنند با این وجود  قتل  عالیجناب  کرا عدول  از قوانین  سخت تو کو گا وا محسوب  می شد  و به همین جهت  به هر  چهل  و هفت مبارز دستور  هاراگیری داده شد  و انان نیز این دستور را  در نهایت متانت  و ارامش به انجام  رسانند  قبر این چهل و هفت تن در کنار   قبر اربابشان قرار می گیرد و هنوز  بسیاری از مردم  انان را به عنوان قهرمانانی بزرگ می شناسند ....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 May 2008 09:10:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ninjatanha&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>ninjatanha</dc:creator>
<guid>http://ninjatanha.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خداحافظی  از تمامی دوستان </title>
<link>http://ninjatanha.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;یادمه  اون اولا که با جی میل آشنا شده بودم این ویژگیش برام خیلی جالب توجه بود که میشه و لازم نیست که هیچ ای میلی رو از تو باکس پاک کرد و همه نامه ها رو میشه تا ابد نگه داشت.... راستش کمی ترسناک به نظرم اومد....&lt;BR&gt;دیشب برا پیدا کردن چیزی شروع کردم گشتن بین نامه ها....چیزهایی به چشمم خورد که اشکمو در آوردن...همچنین چیزایی که باعث شدن چند بار بلند بخندم... و چیزهایی که برا چند دقیقه به فکر فرو بردنم.... یک مثال از دسته آخر این بخش از نامه ای بود که ششم سپتامبر ۲۰۰۶   به &lt;FONT color=#00ff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://i27.tinypic.com/168vd5h.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;آرمیتا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;  که در  آلمان بود زده بودم : &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;dige inke barat begam fanood ham rooz be rooz dare na omid tar mishe....ye maili behesh bezan vakh kardi ye omidvariayi behesh bede&lt;BR&gt;sigari  mishe mimoone roo dastemoon&lt;BR&gt;lale ham rooz be rooz dare khosh hal tar mishe&lt;BR&gt;ye mail behesh bezan begoo hala ziadi hal nakone:D&lt;BR&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;عادتی که با &lt;A href=&quot;http://i27.tinypic.com/34in12v.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;آرمیتا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; داشتیم این بود که به مردم خوبی کنیم....اگه ناراحتن کمکشون کنیم... حتی اگه حوصلشون سر رفته ببریمشون بیرون.... یادمه سال دوم که بودم و آرمیتا اول... یه روز بدون هیچ دلیلی برا گلنوش بیژنی و سمانه صدیقی کادو خریدیم و بهشون دادیم.... یادمه تو اون تابستون آخر تنها غم مهمم با اینکه خودم تو مرحله حساسی از زندگیم بودم مساله خارج رفتنه لاله و محمد رفیعی بود و آخرای تابستون درگیری خانوادگی یه دوست دیگم.... درست روزهایی که داشتم تز مینوشتم......&lt;BR&gt;اینها شعارهایی نبودن که جلوی آدمها بدیم...اینها دغدغه های من بودن... جوری که تو نامه نوزده خطیم به دوست دخترم&lt;FONT color=#00ff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://i28.tinypic.com/jhrc3l.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;الناز&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; که ۳ ماه بود ندیده بودمش سیزده خط راجع یه خوشیها و ناخوشیهای دوستان توضیح دادم... روزهای عجیبی بود...دیگه هیچ وقت این محمد  نخواهم بود...هرچند هنوز هم ....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یادمه درست آخرین شبی که تو ایران بودم...نمیدونم این تجربه رو داشتید یا نه...اما آدم دوست داره با تمام وجود تو خونه باشه.... یادمه فرهاد محیط که از ۷ تا ۱۰ شب خونش بودم و براش تولد گرفته بودیم.... ۱۲ شب اومد دنبالم... و تا ۳ صبح برام از دلتنگیهاش گفت و عاشق شدنش و من به احترام چیزی به نام دوستی گوش دادم و گوش دادم و گوش دادم.... ...ولی اما وقتی که با الکس برگشتیم ایران...فرهاد پنج دقیقه هم برای من وقت نداشت.... بیش از ۱۰ تا اس ام اس براش فرستادم.... دلم بود....دلم تنگ شده بود براش....&lt;BR&gt;نامه های زیادی پیدا کردم.... لاله حق وردی بعد حدود یک سال قهر بودن....قهر بودنی که وقتی خونشون زنگ زدم تا به مهمونی خداحافظیم دعوتش کنم.... برادرش برداشت و گفت میرم صداش کنم بیاد.... و بعد از چند دقیقه تلفن قطع شد.... بعد از چند ماه اینچننین قهری میل زده بهم و ازم خواسته که برا آماده کردن اسلایدهاش کمکش کنم.... من به احترام چیزی به نام دوستی...هیچ از قهری که هیچ وقت دلیلش رو خوب نفهمیدم به خاطر نیاوردم.... بعد از اینکه موضوع گذشت...در انتهای نامه برایش نوشته ام:&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;yek kam begoo moghe i yateto shayad betoonam komak konam, man 2 ta position e khoob bara PhD soragh daram. amma be kesi nagoo chon az farda 200 ta mail miad too inbox am :D&lt;BR&gt;yek kam tarif kon ....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;delam  barat kheyli tang shode,&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;mohammad&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;و او نامه بعدش را اینطور شروع کرده:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;mohammad jan &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;rastesh khili hesse khoobi nadaram az inke delet tang&lt;BR&gt;beshe....&lt;FONT color=#ffffff&gt;k&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt; از وقتی که شروین هم از اینجا برگشت  دیگه زنگ نمیزنه... آن که هیچ... آمد اینجا...آلمان... سال تحویل را با هم باشیم.... و چند نفر از دوستانی که قرار بود از  گوشه و کنار بیان و بنده هم براشون میل زدم که : &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;hey&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;how is life&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;is everything going on well&lt;BR&gt;would you like me to do something for you&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;bebin, : If you let me know the exact date and time of your arrival, i can probably organize in   such a way that i take you from the Hamburg Airport and be with you until to reach  Jacob Univ&lt;FONT color=#333333&gt;k&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;hum?&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هنوز پروازش ننشسته بود که میل زدم:&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;salam&lt;BR&gt;zen dei &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;residi&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;khosh hali&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;ye khabari be man bede&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt; تا رسید آلمان میل زد که:&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;mohammad jan   man ba bad bakhti ba sado andi kiloo bar residam. felan daram inja gij mizanam man shomareye mobaile toro yadam rafte biaram. digeam bayad khodeto beresooni. man inja hanooz telefon tookhoone nadaram. shomareye khodetam begoo &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;من نگران شدم.... احساسم این بود که در حق دوستی کم گذاشته ام...&lt;BR&gt;نامه ها ادامه داشت:&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;na baba negaran nasho moshkel bishtare gij zadane too baghalio inharfa dar asare almani boodane zabane. albate doroogh chera bande shakhsan ye moshkelam ehtiaj be yek kam khoshhal shodan o kam kardan e aro gooze nashi az ghame yarham hast kholase too zoodtar bia. &lt;FONT color=#ffffff&gt;l&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;و منم زود تر خودم رو رسوندم  و شروین رو که خیلی هم گرسنه بود  اوردم خونه&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;و خلاصه دوستان دیگر جا افتاده بودند و دور هم سال تحویل میکردند....من اشک ها یم بر روی صورت مانده بود از دیشب که تلفن زده بودم  و  سال نو تبریک گفته بودم و منتظر که کسی من من هایم و تـنهاییم را با دعوتی به رسمیت بشناسد...اما ثمرش تنها ترکیدن بغض  و دستی خالی بود پس از پایان مکالمه با دوستان تازه آلمان آمده و محمد رفیعی که چندماهی یار غار بودیم.... فردا  و فردایش نیز زنگ زدم به بهانه های ساده...دلم تنگ بود... سال نو شده و بود من تنها بودم... اما محمد رفیعی شرق و غرب آلمان را رفت و آمد.... اما پایش به سمت اینجا  کج نشد....&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;مثال زیاد دارم.... خیلی زیاد.... اینها فقط چند دانه بودند... نامه ها اما خیلی... نامها... مرور که می کنمشان....نامهای زیادی در خاطرم هست....نام ها و نامه ها.... دلم می سوزد.... برای دلم... که بیچاره تنگ میشد.... دلم می سوزد برای چیزی به نام دوستی که بیهوده خرج میشد.... &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;دو روزی ایست که قلبم تیر می کشد...گاه و بی گاه...راستش ابتدا می ترسیدم.... حس عجیبی بود...اما خالص و شفاف.... تازگیها اما نمیترسم...برایم هیجان انگیز است و مرموز.... شاید شبیه حس مادری که نوزادش در رحم حرکت میکند.... حسی خالی نیست...حرفی در خود دارد.... چیزی شبیه شکایت یا گله....&lt;BR&gt;امشب داستان نامه ها باعث  شد تا بفهمم که دلم از این شاکیست که هر تکه اش را به ناچیزی ... جایی... نزد کسی.... و به نام چیزی به نام دوستی جا گذاشته ام.... قلب بیچاره ام دارد تمام میشود دیگر....&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;و خود به خود این شهر به زبانم میاد :&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=justify&gt;Fülle mich mit Leben&lt;BR&gt;Komm und fülle mich mit Dir&lt;BR&gt;Heute will ich mich hingeben&lt;BR&gt;Ich ist tot, es lebe Wir&lt;BR&gt;Fülle mir dein Denken&lt;BR&gt;Deinen Willen in mich ein&lt;BR&gt;Heute will ich mich dir schenken&lt;BR&gt;Will von Dir besessen sein&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=justify&gt;Fülle mich&lt;BR&gt;Erfülle mich&lt;BR&gt;Erfülle mich&lt;BR&gt;Mit dir&lt;BR&gt; Fülle mich mit Leben&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=justify&gt;از زندگی سر ریزم کن.&lt;BR&gt;بیا و از خودت درونم ریز.&lt;BR&gt;اعتیاد را طالبم.&lt;BR&gt;&apos;من&apos; مرد. لکن &apos;ما&apos; می زی ایم.&lt;BR&gt;سرشارم کن از ذهنیات و آرزوهایت.&lt;BR&gt;امروز خود را به تو پیشکش می کنم.&lt;BR&gt;امروز آزار دیدن از تو را خواهانم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سرشارم کن. &lt;BR&gt;قانعم ساز.&lt;BR&gt;قانعم ساز.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از خودت.&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=justify&gt; سرشارم کن از زندگی.&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=justify&gt;خوب بچه ها شاید  دیگه  هیچ وقت نیام نت  فقط بدونید که  یکی بود که  خیلی دوست داشت همه دوستش داشته باشند  ولی شاید لایقت هیچ کسی رو نداشتم پس میرم و توی خلوت خودم با خاطرات  خوب و بد  میمیرم  برای همیشه همیشه  &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;یا علی &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Apr 2008 19:26:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ninjatanha&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>ninjatanha</dc:creator>
<guid>http://ninjatanha.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ninjatanha.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=left&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffff66&gt;افتتاح باشگاه &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#66ff00&gt;سنسي مجتبي صفيان&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;&lt;!-- Insert the movies or images here, wrap in a div for more control --&gt;
&lt;DIV class=none align=center&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://s3.tinypic.com/2uo2niw.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i28.tinypic.com/2uo2niw.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1208012741437=&quot;12&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; style=&quot;WIDTH: 336px; HEIGHT: 307px&quot; height=416 src=&quot;http://i28.tinypic.com/2uo2niw.jpg&quot; width=376&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mitra Bold&apos;&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#ff9966&gt;BUJINKAN&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;SAFIYAN &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;DOJO&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;NINJA&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff9966&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff9966&gt;&lt;FONT color=#ff6666&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mitra Bold&apos;&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff6666&gt;B F D NINJA )&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff9966&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff6666&gt;) &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mitra Bold&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;روزهاي زوج - ساعت : 21 &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;الي 22&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mitra Bold&apos;&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;آدرس&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ffffff&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#33ff00&gt; اصفهان&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#990066&gt;–&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;FONT color=#0000ff&gt;بلوار كشاورز&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#990066&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#990066&gt;–&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;FONT color=#0000ff&gt;كوي آزادگان&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#990000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#990000&gt;–&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;باشگاه مسجد امير المومنين&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffff66&gt;از صمیم قلب برای  ایشون و تمامی هنرجویان  &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffff66&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffff66&gt;نین جوتسوی اصفهان  تبریک می گویم &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffff66&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;          &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mitra Bold&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Mitra Bold&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: fuchsia; FONT-FAMILY: &apos;2  Mitra Bold&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=none&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=none&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=none&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Apr 2008 18:46:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ninjatanha&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>ninjatanha</dc:creator>
<guid>http://ninjatanha.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تاريخچه نينجوتسوی جهان</title>
<link>http://ninjatanha.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;       &lt;/SPAN&gt;تقريبا در قرن ششم ميلادي (بوديسم) وارد ژاپن شد و منجر به&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;درگيري بين كسانيكه مي خواستند بوديسم را بصورت يك مذهب رسمي&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;درآورند و كسانيكه از (شينتوايسم) بعنوان مذهب ملي طرفداري مي&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;كردند شد. بر طبق شواهد موجود پيشينيان نينجاهاي ژاپني از طرفداران بوديسم بودند و به همين دليل ياغي نام گرفتند، آنها در اوايل قرن هفتم براي فرار از شكنجه مذهبيون و كشته شدن توسط نيروهاي سلطنتي به كوهستانهاي نزديك كيوتو رفتند و بعدها (يامابوشي يا زاهدان كوهستان) نام گرفتند آنها فلسفه عارفانه خود را بر پايه واقع بيني عملي پايه گذاري كردند و براي حمايت از خود دانش و تمرين هنرهاي رزمي و استراتژي نظامي را با ترس رواني و قدرتهاي اسرارآميز تركيب كردند تا بتوانند با نيروهاي نظامي كم خود در دل&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;دشمنان ترس ايجاد كنند. يكي از رهبران يامابوشي ها تلاش كرد كه بين پیروان بوديسم و طرفداران شينتوئيسم صلح ايجاد نمايد كه نتيجه آن سرازير شدن جنگجويان دولتي براي سركوبي ياموبوشي ها شد.البته اين عمل نيروهاي دولتي باعث شد تا يامابوشي ها يا نينجاها به تكميل فنون رزمي و جنگي خود كه بوسيله آن در برابر دشمنان مقاومت مي كردند بپردازند. در سال 1192&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;با شروع دوران فئودال ژاپن تعدادي از طوايف فاميلي نينجاها منشعب شدند و به چريكهاي حرفه اي و نيروهاي سري تبديل&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;شدند كه به استخدام اربابان ايـالات مختلف (دايميوها) در مي آمدند. در بين سالهاي 1192 و 1333 بعد از ميلاد تعداد مكتبهاي نينجا به 25 مكتب با تكنيك هاي خاص خود رسيد. در اكثر اين سالها دو ايالت (كوگا و ايگا) در ژاپن توسط نينجاها اداره مي شد. خانواده هاي (هاتوري، موموچي، و فوجي باياشي) از معروف ترين خانواده هاي نينجا بودند.از تحقيقات بدست آمده عقيده بر اين است كه هنر رزمي نينجوتسو ريشه در قلب تاريخ كهن چين و ژاپن دارد، عقايد و نظرات فراواني از شروع و گسترده شدن اين هنر رزمي درجهان وجود دارد.هنر رزمي نينجوتسو با قدمت 800 ساله ريشه در تاريخ دارد و در حقيقت هنري است كه مسئوليت پذيري را مي طلبد. يك هنرجوي نينجوتسو براي پيروز شدن نيازمند اصول اوليه است كه از جمله برخورداري از روحي قوي، قلبي آزاد، هوشي سرشار، روحيه مبارزه طلبي و شرايط روحي عالي و تمركز حواس ميباشد . نينجاها يك سيستم و نظم خاص و دقيقي داشتند كه توسط يك رهبر كه به آن (جونين) مي گفتند اداره مي شد و به كساني كه به نينجاها ماموريت مي دادند (چونين) مي گفتند. به طبقات پائين تر كه ماموريت انجام مي دادند (جينين) مي گفتند . جينين ها در واقع هيچگاه دستورات را بطور مستقيم از جونين دريافت نمي كردند بلكه چونين ها بعنوان واسطه بين جونين و جينين ها عمل مي كردند و دستورات و پيامهاي جونين را به جينين ها مي رساندند. جينين ها براي انجام ماموريت با طرز استفاده اغلب سلاحهاي زمان خود آشنائي كامل داشتند و روانشناسي جامعه را بخوبي مي دانستند و با همديگراز طريق رمز ارتباط داشتند. اگر احيانا يك نينجا به دام مي افتاد و اسير مي شد (كه بسيار كم رخ مي داد) مردم او را زجر فراوان مي دادند تا بتوانند اسرار آنها را بدست آورند. بعضي از خانواده هاي نينجا به دليل جنگ داخلي (دايموها) به قدرت و نفوذ رسيدند و اغلب&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;در مناطق ايگا و كوگا در شرق درياچه بيواء اقامت گزيدند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;(ادا نبون اگا) كه مي خواست تمامي نيروهاي نظامي ژاپن را متحد نمايد در سال 1581 ارتشي متشكل از 46 هزار نفر را به جنگ نينجاها كه 4هزار نفر بودند، فرستاد. در اين نبرد نابرابر اغلب نينجاها كشته و يا اسير شدند و آن تعداد كه توانستند، به كوه ها فرار كرده و با مردم كوهستان به تكميل فنون مخصوص خود و هر چه كاربردي تركردن آن پرداختند و هنرهاي رزم خود را از پدر به پسر منتقل كردند.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;?xml:namespace prefix = v ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:vml&quot; /&gt;&lt;v:shapetype id=_x0000_t75 stroked=&quot;f&quot; filled=&quot;f&quot; path=&quot;m@4@5l@4@11@9@11@9@5xe&quot; o:preferrelative=&quot;t&quot; o:spt=&quot;75&quot; coordsize=&quot;21600,21600&quot;&gt;&lt;v:stroke joinstyle=&quot;miter&quot;&gt;&lt;/v:stroke&gt;&lt;v:formulas&gt;&lt;v:f eqn=&quot;if lineDrawn pixelLineWidth 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @0 1 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum 0 0 @1&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @2 1 2&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @3 21600 pixelWidth&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @3 21600 pixelHeight&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @0 0 1&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @6 1 2&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @7 21600 pixelWidth&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @8 21600 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @7 21600 pixelHeight&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @10 21600 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;/v:formulas&gt;&lt;v:path o:connecttype=&quot;rect&quot; gradientshapeok=&quot;t&quot; o:extrusionok=&quot;f&quot;&gt;&lt;/v:path&gt;&lt;o:lock aspectratio=&quot;t&quot; v:ext=&quot;edit&quot;&gt;&lt;/o:lock&gt;&lt;/v:shapetype&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;v:shape id=_x0000_s1026 style=&quot;MARGIN-TOP: -50.6pt; Z-INDEX: -1; LEFT: 0px; MARGIN-LEFT: -27pt; WIDTH: 477pt; POSITION: absolute; HEIGHT: 711pt; TEXT-ALIGN: left&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot;&gt;&lt;v:imagedata blacklevel=&quot;27524f&quot; gain=&quot;86232f&quot; o:title=&quot;Ninja_012&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\kral2\LOCALS~1\Temp\msohtml1\02\clip_image001.jpg&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;پس از سالها گذشت از پيدايش سبك هاي مختلف رزمي كه نين جوتسو نيز يكي از مهمترين آنها مي باشد،اين هنر ديرينه روز به روز در آستانه گسترش و توسعه جهاني بوده و مشتاقان بسياري را در گوشه و كنار جهان به خود جذب مي نمايد.مقاله اي را كه در ادامه مطالعه مي نماييد،نوشته جووان هومبر يكي از رزمي كاراني است كه به وسيله ممارست و تمرين در اين شيوه از هنرهاي رزمي،حتي توانست بر ناتوانيهاي جسمي خود كه بر اثر تصادف باعث معلوليت او شده بود،.وي فائق آيد در حال حاضر مربي يك تيپ تكاوري ارتش اسپانيا مي باشد.مطالب جالب او درباره معاني كوگاريو نين جوتسو مطالعه نموده و از آن بهره ببريد. نين جوتسوي كوگاريو&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-family: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;koga Ryu&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;در دوران فئودال ژاپن به عنوان يكي از قدرتمندترين سازمان ها به وجود آمد كه بالاترين كارآيي را در بين قبائل مختلف نينجاي ساكن قرون وسطي داشت.بنا به گفته استاد يونوكي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-family: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;yunoki&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; شوگن ادا نوباناگا داراي 40 گروه نينجا بود كه مسئول حفاظت از او بودند.از بين افراد اين گروه،20ازدسته ايگا و 20 نفر مابقي از دسته كوگا بودند.آنها در مناطق پنهان كوهستاني به كارهاي گوناگون اشتغال داشتند. بعلاوه آنها روي قصر هاكوهو&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-family: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;Hakuho&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;متمركز شده بودند كه به فرمان تاكه دا تورا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-family: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;Takeda Tora&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; بنا شده بود.معماران آن دوران با دانشي كه از نينجاها كسب كرده بودند اين قصر را ساختند و به همين دليل است كه داراي راه هاي ورودي و خروجي مخفي است. گفته مي شود در حدود 4000نينجايي كه در آن جا جمع شده بودند با آنها درگير مي شوند.اين مقاومت يك هفته طول كشيد.در اين بين بيش از2000نينجاي مسلح كشته شده و صدها نفر شكنجه شدند ولي تعداد قابل ملاحظه اي نيز توانستند از طريق معابر مخفي قصر فرار كرده و بعدها در سرتاسر ژاپن پراكنده شوند. بين سالهاي1994-1984هنر نين جوتسو به بالاترين سطح محبوبيت خود از نظر هنرهاي رزمي رسيد وبسياري از علاقه مندان غربي عازم ژاپن شدند تا اين اصول جنگي را بياموزند.امابرخي از آنان ازاين موقعيت سوءاستفاده كردند،اينان افرادي مشتاق بودند تا به رتبه عالي بودو&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-family: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;BUDO&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; برسند.(اغلب ايشان در يك سفر توريستي ساده، به ژاپن رفتند تا مدركي را بگيرند كه در ساير رشته هاي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-family: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;BUDO&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; قادر به كسب آن نبودند.)سپس چه اتفاقي افتاد؟پاسخ ساده است،آن افراد براي گرفتن دان از اساتيدي سود بردند كه افتخاري به آنها دان مي دادندوباعث شدند تا درچندسال تعداد استادان نينجا بيشتر شود.در نتيجه اين افراد كاملادرباره مفهوم نين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-family: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;NIN&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;دچارگمراهي شده و آن را با شينوبي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-family: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;SHINOBI&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;عوضي گرفته وآن پشتكار وروحيه لازم را براي ارتقاء سطح فني وآگاهيهاي خود به كار نبستند. اشتباه اعطاءمدرك دان 10(وحتي تعدادي دان 11)ظرف فقط 10 سال،اين هنر را از افرادي كه هنرهاي رزمي را جدي مي گرفتند دور كرد.اگر بين بودوهاي داده شده 50 سال زمان براي اخذ دان 10و رسيدن به استادي نياز باشد،در نينجوتسوهر كس ظرف9يا10سال به استادي مي رسيد،بنابراين يك جاي كار اشكال داشت. حقيقت آن است كه اين مسئله مورد بررسي قرار گرفت و اثبات شد كه بسياري از آنان چون صلاحيت لازم را نداشته اند دچار ياءس شديدي مي شدند.به واسطه چنين شرايطي نام نين جوتسو باعث دلزدگي گرديد تا آنجا كه به كلي احترامش از بين رفته بود.در اين زمان خانواده هاي ايگا و كوگا از طريق اساتيد وقت بودو &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-font-family: &apos;B Koodak&apos;&quot;&gt;BUDO&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; ژاپني مطلع جريان شده و تصميم گرفتند كه در اين رابطه اقدام كرده و حيثيت از دست رفته را مجددا بازگردانند.بنابراين اصل هردوخانواده به طرزغريب با هم متحدشده ودرزمينه3 اصل بايكديگربه توافق رسيدند: 1-ممنوعيت استفاده از كلمه نين جوتسو از سوي كساني كه آن را تمرين نمي كنند. 2-ممنوعيت استفاده از آن براي كساني كه مستقيما از طبقات و دودمان نين جوتسو نيستند. 3هر سازماني كه داراي مجوز نباشد بايد اسم ديگري به غير از نين جوتسو انتخاب كند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt; &lt;FONT size=3&gt;ادرس  وبلاگ خاطرات سفر  بنده حقیر  :  &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ninjamohajer.blogfa.com&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;www.ninjamohajer.blogfa.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=3&gt;   خوشحال میشم  از این وبلاگ هم دیدن کنید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt; با تشکر :سنسی ابراهیمی&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Koodak&apos;; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Apr 2008 21:19:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ninjatanha&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>ninjatanha</dc:creator>
<guid>http://ninjatanha.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سفر سه روزه </title>
<link>http://ninjatanha.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام خدمت تمامی دوستان عزیز  امروز بعد از ۳ روز سفر پر خاطره   رسیدیم ژنو  و من بعد ار کمی استراحت  اومدم نت تا   قسمتی از  سفرم رو  بنویسم  .....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  فردای اون روزی که  اپ کردم راه افتادیم که  سفرمون رو شروع کنیم اول حدود نیم ساعت با  قطار  رفتیم.&lt;BR&gt;بعد نیم ساعت هم با &lt;A href=&quot;http://i32.tinypic.com/qpor5w.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;ماشین &lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و ۱۰ دقیقه هم پیاده....تا رسیدیم به یه &lt;A href=&quot;http://i30.tinypic.com/1gm7ix.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;کلبه کوهستانی &lt;/A&gt; ....درست مثله خونه  هایدی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i28.tinypic.com/dyr500.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;مناظر تو راه&lt;/A&gt;  و اطراف واقعا رویایی بودن. سکوت و سبکی هوا هم...&lt;BR&gt;خلاصه اونجا بودیم تا فردا ظهرش.شب  باسه شام &lt;A href=&quot;http://i29.tinypic.com/xkvr76.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;باربکیو &lt;/A&gt; داشتیم و &lt;A href=&quot;http://i25.tinypic.com/og9ixj.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;خیلی چسبید &lt;/A&gt;  تنها چیزی که یکم بد بود این بود که من بصیرا رو یکم اذیت کردم که باعث عذاب وجدانم شده  باید اظافه کنم  که &lt;A href=&quot;http://i25.tinypic.com/24vts3b.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;بصیرا&lt;/A&gt; یکی از  دخترهای  واقعا  خوب  جمع بود و اینکه کارت بانکم خراب شده(این رو امروز فهمیدم...اونجا فک میکردم مشکل از اینه که حسابم تو آلمانه) و پولم تموم شد...البته تنها نبودم خوشبختانه. اما امروز خیلی اعصابم خورد شد...چون رفتم خرید کردم کلی...و موقع صندوق کارتم کار نکرد. و بعدشم رفتم خودپرداز...اونجا هم کار نکرد حالا فردا صبح میرم بانک حسابشون رو میزارم کف دستشون در مورد کشور مذکور باید بگم که خیلی پسندیدم! البته خیلی هم گرونه...همه چی تقریبا دو برابرالمانه و ۴ برابر ایرانه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یه اتفاق جالب هم افتاد....کلا من خیلی کم خوابیدم...موقعه بر گشن واقعا خواب آلود بودم...&lt;BR&gt;همونطور که شاید بدونید تو سوئیس چهار تا زبان رسمی آلمانی و فرانسوی و ایتالیایی و رومانش وجود داره که خیلی موضوع جالب و عجیبیه (یادتون باشه جمعیت کشور سوئیس  ۷ و نیم ملیون نفره)  در واقع تو مسیر رفتن همینطور که اسمه شهر ها کم کم از آلمانی به فرانسوی عوض میشد...زبان گوینده قطار و مردم توی قطار هم عوض میشد...برای من کلا سوئیچ کردن بین زبانها سخته...&lt;BR&gt;اونجا هم کاملا گیج بودم..&lt;BR&gt; موقع بر گشتن  تو بازل که شهر آلمانی زبانه کلی خوشحال بودم  که الان دیگه زبون میفهمم رفتم مغازه یه چیزی بخرم... به آلمانی به آقاهه گفتم و اونم داد و منم پول دادم و اونم گفت &lt;&lt;مرسی&gt;&gt;. (در واقع مثله فرانسوی ها و البته ایرانیها ) من هم خوب از اونجایی که داشتیم در واقع آلمانی حرف میزدیم قاطی کردم...و به فارسی گفتم &lt;&lt;خواهش می کنم&gt;&gt;! اونم فک کنم نفهمید اما گفت خدافظ و منم وقتی اومدم بیرون تازه فهمیدم  خوب بعدش هم که به سلامت همگی برگشتیم  ژنو و همه از هم جدا شدیم و من هم  اومدم پیش  پسر خاله عزیزم  در  اخر هم می تونید چند تا عکس  ببینید  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i29.tinypic.com/jhr6t1.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;کلبمون از بالا &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i32.tinypic.com/4gro28.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;منظره&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i30.tinypic.com/rsrmdk.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;منظره&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i29.tinypic.com/2dt2alt.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;تعدادی از بچه ها &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i32.tinypic.com/2h7kihj.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;من در حال شونه کردن موهام &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i26.tinypic.com/zkfxhh.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;شب که هوا سرد شده بود بیرون &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i27.tinypic.com/2qvxjkg.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;نمای داخلی کلبه&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i31.tinypic.com/o50tbr.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;بخاری و قهوه جوش&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i32.tinypic.com/2rrqvi9.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;صبحانه&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i26.tinypic.com/29pp89y.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;کل بچه ها &lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://i32.tinypic.com/2rrqvi9.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;خوب بچه ها&lt;/FONT&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;فعلا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=5&gt;یا علی&lt;/FONT&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/09.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Apr 2008 19:17:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ninjatanha&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>ninjatanha</dc:creator>
<guid>http://ninjatanha.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سفر من و الکس</title>
<link>http://ninjatanha.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام خدمت تمامی دوستان عزیز شرمنده که دارم با عجله  می نویسم اخه از طرفی  لب تاپ ماله خودم نیست و از طرفی هم  فونت فارسی نداشتم برای همین  یکم سخته  چون دارم با  نرم افزار   می نویسم  خلاصه تا اینجا بگم که قرار شد  من و  پسر خالم  یه سفری رو شروع کنیم  ایشون هم از خدا خواسته  سوئیس رو انتخاب کردن چون نگو یکی رو اینجا دارند که  می خواند  غافلگیر کنند  بالاخره بعد از مدتی یه سر اومدیم خونه و  با اینکه اصلا خوش نگذشت ولی   باید  بگم که  تلفنی با یکی از دوستان عزیزم که  حکم داداشم رو داره حرف زدم و بعدش دیگه  شب رو تا صبح نخوابیدم و  تا اینکه جمعه ۱۶ پرواز کردیم  اومدیم  سوئیس  تا رسیدیم اینجا  و از هواپیمای  ۸۵۶ پیاده شدیم  یه حس عجیبی داشتم  چون  واقعا یه جای دیگه ای  هست خلاصه  به اصرار بنده حقیر  یکم شهر رو  گشتیم و  چند تا عکس هم گرفتم که &lt;A href=&quot;http://i27.tinypic.com/2m650ll.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;این&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://i31.tinypic.com/5txhs8.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;این &lt;/A&gt; و  خلاصه این عکس ها هم خیلی ناراحتم کرد  چون این &lt;A href=&quot;http://i26.tinypic.com/21ery4n.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;عکس&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://i25.tinypic.com/108d1ug.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;این &lt;/A&gt; ماله یه استاد  رزمی کاره که الان فقط زندگیش با گدایی می گذره خلاصه بعد از گرفتن این عکس ها راه افتادیم تا بریم  خونه دوست الکس و توی راه اینا   رو   &lt;A href=&quot;http://i26.tinypic.com/vzio0x.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;این &lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://i28.tinypic.com/152yfdw.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;این &lt;/A&gt; دیدیم که برام جالب بود و بعدش سوار یه تاکسی شدیم تا مارو ببره خونه توی ژنو  بعد از گذشتن از مناظر زیبا  رسیدیم و تا ظهر خوابیدیم. بعد رفتیم &lt;A href=&quot;http://i26.tinypic.com/255m4d0.jpg[/IMG&quot; target=_Self&gt;لب دریا &lt;/A&gt; بعدش گشتیم و بعد رفتیم &lt;A href=&quot;http://i25.tinypic.com/w8pzes.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;مهمونی &lt;/A&gt;  ای که برای غافلگیر کردن یه نفر ترتیب داده شده بود  و شما می تونید  دوست  دختر الکس رو در سمت راست تصویر ببینید  همونی که لباس سفید  داره جاتون خالی خیلی خوش گذشت و به یکباره با حدود ۱۰..۱۵ تا آدم جدید آشنا شدیم  &lt;A href=&quot;http://i28.tinypic.com/15hh3f4.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;این &lt;/A&gt; و  &lt;A href=&quot;http://i30.tinypic.com/2mhwgtw.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;این&lt;/A&gt; و  &lt;A href=&quot;http://i28.tinypic.com/4igfmq.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;این &lt;/A&gt; هم دوستان الیکا دوست دختر الکس هستن که توی مهمونی جمع شدن  البته همشون اینجا  غریبه هستن ها چون  توی دانشگاه لیزین درست می خونن و یه جورهای میشه گفت هم دانشگاهی های الیکا هستن  خوب از اینا گذشته  یه چیزی رو باید  اعتراف کنم  اینجا  من رو یاد  چند سال پیش که توی &lt;A href=&quot;http://i27.tinypic.com/2dj9jxk.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;پاریس &lt;/A&gt; بودم میندازه  البته لازمه بگم که ژنو  درسته که بزرگترین شهر سوئیس هستش ولی پایتختش نیست  ولی همنجوری که راننده تاکسی می گفت حدود ۱ ملیون نفر  داره و بیشتر مردم هم برای کار میان اینجا   و حدود ۱ ساعت هم از مرز  فرانسه فاصله داره  قرار شده من و چند نفر  از دوستان الیکا  فردا بریم  یه مسافرت  داخل کشوری ولی ۳ روزه  من نمیدونم چرا الکس و الیکا  نمی خواند بیان  باهام ولی هر چی هست  میدونم که  بعد از  چند وقت  دوری  دیدن  همدیگه   یکم غافلگیر کننده هست  خوب دیگه  میدونم که سرتون رو درد اوردم  فردا میریم یه گردش  دسته جمعی که یه اقا پسر ایرونی هم هست که اسمش مجیده  تا ۳ روز دیگه  تمامی شما رو به خداوند یکتا می سپارم &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فعلا یا علی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اونگای شیماس &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Apr 2008 16:38:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ninjatanha&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>ninjatanha</dc:creator>
<guid>http://ninjatanha.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهر فرانکفورت </title>
<link>http://ninjatanha.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام خدمت تمامی دوستان عزیزم  از همتون ممنونم که  به فکرم بودید و  فراموشم نکردید  راستش رو بخواید  این چند  روز رو خیلی سرم شلوغ بود و  همانطور که می دونید  شروین اومده بود اینجا   و بعد از اینکه بر گشتن ایران من هم اومدم خونه خالم اینا تو  فرانکفورت  راستش رو بخواید  توی این چند روز  کلی اتفاق خوب و بد برام  افتاده که   فکر کنم برای شما دوستان عزیز هم جالب باشه راستش رو بخواید وبلاگ من   ورزشی هستش ولی  راستش رو بخواید  چون دیدم شما  دوستان  دارید   از مطالب خوبی استفاده می کنید  و سوالات خوبی هم طراحی می کنید گفتم فقط به خاطرات سفرم  بسنده کنم و  از  اینجاو خاطرات اینجا بنویسم  امیدوارم که بتونم  خدمت گذار خوبی برای شما دوستان عزیز باشم   البته  لازمه بگم که توی فرانکفورت  به  خاطر اینکه به یکی از بچه ها  قول داده بودم تا دنبال یه ادرس باشم  به منطقه چینی ها رفتم  ولی متاسفانه اون شخص رو پیدا نکردم ولی از مغازه های لوازم  ورزشی چند   تا عکس گرفتم که   فکر کنم بی ربط به  ورزش نین جوتسو نباشه  خوب بریم سر  خاطرات  این ۸ روز  اول اینکهوقتی رسیدم اینجا  پسر خالم &lt;A href=&quot;http://i30.tinypic.com/282p1ci.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;الکس&lt;/A&gt; اومد   دنبالم و  رفتیم خونه بعدش هم  رفتیم یکم بگردیم چون  به یکی از بچه ها قول داده بودم  که حتما  براش یه ادرسی رو پیدا کنم  که متاسفانه نشد  ولی  چند تا عکس از  ویترین  فروشگاه  لوازم سامورایی  گرفتم   که &lt;A href=&quot;http://i32.tinypic.com/xbijiq.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;این&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://i32.tinypic.com/20sarsh.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;این&lt;/A&gt; و&lt;A href=&quot;http://i26.tinypic.com/ndkmj9.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;این &lt;/A&gt; و خلاصه یکم هم خرید کردم و  موقعه برگشتن به سوی خونه   یه دختری رو دیدم که  یه کاتانا و کاما  خریده و داره میره  خودم رو رسوندم بهش و  یه سلام و علیک کردم و ایشون هم با انگلیسی  شکسته جواب دادن و  گفتن که  اسمش  شارلوته و  بچه فرانسه هست و اینجا دانشجو هست  خلاصه برای فردا شبش قرار گذاشتیم تا همدیگرو توی کافی شاپ  ببینیم  فرداش رفتم و ایشون هم اومدن  و یه غذای ایرانی که اسمش &lt;A href=&quot;http://i30.tinypic.com/dxi921.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;رویای ایرانی &lt;/A&gt; بود  رو خوردیم البته باید بگم که مزخرف ترین غذایی بود که توی عمرم خورده بودم  و بعدش از هم خداحافظی کردیم و  من برگشتم خونه خالم اینا  صبح زود  بازم همدیگه رو  دیدیم  البته این دفعه کلی حرف زدیم  و یه دفعه برگشت گفت که پدر و مادرش و داداشش  فردا صبح قراره بیان  المان  منم  یه دفعه مثل کسایی که مار نیششون زده  گفتم  وای   بابات من رو ببینه  بیچاره ام می کنه  ولی شارلوت  می خندید و  می گفت نه نه  خلاصه فرداش  با شارلوت رفتیم  استقبال خانواده ۳ نفره  شارلوت  باورم نمی شد  که اینجور بر خورد کنند  انگار که بچه خودشونم  باهام رو بوسی کردن و  رفتیم  خونه ویلایی که اینجا دارند  خلاصه بعدش  یه عکس &lt;A href=&quot;http://i25.tinypic.com/207pzit.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;دسته جمعی &lt;/A&gt; گرفتیم و رفتیم سینما که فیلم  زندگی دیگران رو نشون میداد که امسال به عنوان بهترین فیلم خارجی اسکار گرفته. فیلم بسیار قشنگی بود در مورد جاسوسی در آلمان شرقی قبل از برداشتن دیوار که مسئول جاسوسی از زندگی یک زوج نویسنده-بازیگر روشنفکر بود ولی جدا از شوخی خیلی خوش گذشت  &lt;A href=&quot;http://i31.tinypic.com/4tr60g.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;مامان &lt;/A&gt; بسیار شنگول و شیطون و باحالی داشت...منو بسیار یاد مامانم  انداخت نمیدونم به این دلیل بود که خیلی شبیه مامانم بود ظاهرا و باطنا یا اینکه چیز دیگه ای بود خانواده مهربونی بودن و خیلی شبیه به ایرانی ها...بر خلاف عادت آلمانیها به هیچ وجه اجازه ندادن که من پول بدم حتی برا سهم خودم...برای بلیط &lt;A href=&quot;http://i25.tinypic.com/33ol8bq.jpg[/IMG]&quot; target=_Self&gt;برج بیسمارک &lt;/A&gt; برای &lt;A href=&quot;http://i25.tinypic.com/2q1w1p0.jpg[/IMG&quot; target=_Self&gt;ناهار&lt;/A&gt; و برای کافه...همش مهمون بودم...حتی با اینکه من خیلی اسرار کردم... به شدت از من دعوت کردن که برم پاریس و من احتمالا آگوست یه سر میرم  خلاصه شد امروز که  صبح با شارلوت رفتیم  &lt;A href=&quot;http://taha.yaseri.googlepages.com/lake.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#336699&gt; دم دریاچه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; بساط کردیم. بدشم دو تایی سر راه رفتیم قبرستون که این بار &lt;A href=&quot;http://taha.yaseri.googlepages.com/ww.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;قطعه شهدای&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; جنگ های جهانی رو کشف کردیم و البته تعدادی &lt;A href=&quot;http://taha.yaseri.googlepages.com/sanjab.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;سنجاب&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; رو هم دیدم و  تا اینکه من بر گشتم خونه خاله اینا شارلوت هم برگشت خونه ویلایی شون  نمی دونم چرا پسر خالم و خالم  ناراحت هستن  فکر کنم باسه اینکه  کم پیششون می مونم   خوب من هم   مثل همیشه که دوست ندارم کسی از دستم ناراحت باشه به الکس قول دادم که  ۲ روز دیگه  یه سفر  خارج از کشور داشته باشیم  شاید  بریم  سویس  اخه  اقا الکس ما  یه دوستی اونجا داره که  خیلی دلش می خواد  غافل گیرش کنه  خوب بچه ها  من کم کم برم  ولی بدونید که بازم  بهتون سر میزنم و  سعی خواهم کرد از سویس هم براتون عکس بگیرم و  حتما سعی خواهم کرد خوش بگذره تا خاطرات شیرینی رو  داشته باشم  خوب   تا اپ دیگه و  یه سلام دیگه  به خداوند یکتا می سپارمتون &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; فعلا یا علی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اونگای شیماس &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Mar 2008 18:08:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ninjatanha&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>ninjatanha</dc:creator>
<guid>http://ninjatanha.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ninjatanha.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=postbody&gt; سلام خدمت تمامی دوستان عزیزم واقعا معذرت می خوام که دیر اومدم ولی باور کنید که  اینجا  حسابی سرم شلوغه و دارم دنبال  یه جا باسه دوجو میگردم  وای ببخشید اونقدر  هول شدم که یادم رفت عید رو هم بهتون تبریک بگم   از اینجا به تمامی شما دوستان عزیزم عید نوروز رو تبریک میگم  و امیدوارم  که به همگی خوش بگذره سه شنبه رفتیم وولفسبورگ خیلی خوب بود و حسابی جاتون خالی بود خیلی دوست داشتم که عکس بگیرم ولی از اونجایی که لطف کردن و موقع ورود به  کارخونه  دوربین رو ازم گرفتن  مجبور شدم  فقط با دو چشمم مناظر رو ببینم  خوب فقط می تونم بگم که عالی بود  راستی دیشب مامانم زنگ زده بود  و  سال نو رو  بهم تبریک گفت  البته یه چند تا چیز هم گفت که  اینا بودن .....امیدوارم که سالی پر از موفقیت داشته باشی  ...زیر سایه حضرت علی ... زیر سایه پیامبر  ... زیر سایه خدا  البته بگم ها  فکر میکنم که  زیر سایه  پیامبر شو به خاطر  کاریکاتورهای موهن روزنامه دانمارکی  اضافه کرد &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;    و در اخر هم گفت که  تورو به حضرت عباس  با هیچ کسی دوست نشو و  حسابی هم مواظب خودت باش  من هم یه چشم مادر جون بهش گفتم و یکم مادر و پسر گریه کردیم و  قطع کردم  البته لازمه که  بگم  تا ۱ ماه دیگه مادرم هم میاد اینجا  راستی لازمه تبلیغ هم بکنم  ما خونمون رو گذاشتیم باسه فروش   اونایی که دوست دارند  خونه بخرند  می تونند  هماهنگ کنند   ادرس خونمون :  تهران   خیابان  پاسداران به طرف خیابان شهید کلاهدوز   پلاک ۳۶۴  البته لازمه اضافه کنم که مجهز به استخر و سونا و جکوزی  و به  کل   مساحت خونه هم ۵۶۰ متر  البته یه  دوجوی ۲۲۰ متری هم داره  خوب  بگذریم   یه خبر  هم باسه چند تا از دوستان دارم که  فکر می کنم خوشحالشون بکنه   یک اینکه  یه  محلی باسه دوجو پیدا کردم ولی به شرطی بهم میدن که  باهاشون  کار کنم   که  من هم قبول نکردم  و دوم اینکه   شروین خانوم محترم هم  برگشتن   به ایران عزیز  خوب   فکر کنم تا سیزده بدر نیام نت  ولی بدونید که بد جوری دلم براتون تنگ شده  من هم فردا میرم به فرانکفورت  خونه خالم اینا  تا چند روزی هم اونجا باشم  بازم عید رو بهتون تبریک میگم و  امیدوارم که سالی  سرشار از موفقیت  رو داشته باشید &lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt; یا علی &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt; اونگای شیماس &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Mar 2008 15:25:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ninjatanha&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>ninjatanha</dc:creator>
<guid>http://ninjatanha.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اولین مهمون من </title>
<link>http://ninjatanha.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=postbody&gt;
&lt;P&gt;در واقع باید بگم که دو سه روز پر فراز و نشیبی رو پشت سر گذاشتم و خوشحالم که اکنون بار دیگر با قلبی آرام و روحی مطمئن در کمال آرامش تصمیم دارم بلند ترین متنم رو بنویسم و داستانهای این ۳ روز رو تعریف کنم.&lt;BR&gt;  بله در واقع اولین مهمون من در آخرین روزهای سال به طور کاملا ناگهانی و غافلگیر کننده از راه رسید که خوب البته از قدیم گفتن مهمون خر صابخونه...نه ببخشید مهمون حبیب خداس!&lt;BR&gt;این مهمون کسی نیست جز شروین خانوم . دوست قدیمی و نازنین که۲سال با هم همرزم و همکار بودیم و البته با اینکه هیچ وقت خیلی فاب نشدیم اما همیشه روابط بسیار مناسبی رو دنبال می کردیم!!!&lt;BR&gt;داستان اینکه شروین چی شد که سر از آلمان در آورد و چی شد که من با خبر شدم و چی شد که  اومد ماجرای طولانی ایه که گفتنش خالی از لطفه!&lt;BR&gt;خلاصه شروین دیشب  رسید اینجا خسته و کوفته و گرسنه. &lt;BR&gt;البته اومدن شروین  خیلی خوشحالم کرد اخه  امروز صبح باهم رفتیم جاهای زیادی از گوتینگن رو که ندیده بودم و اصلا نمیدونستم وجود دارن رو با هم دیدیم... و البته دلایل دیگه ای هم برا خوش گذشتن بود... مثله مطلع شدن از خبرای خاله زنکی  بچه های توی ایران و مرور و تمرین و دیدن شروین .&lt;BR&gt;البته عکسهای زیادی هم با هم گرفتیم.&lt;BR&gt;در واقع امروز صبح بطور رسمی شهر گردیمونو شروع کردیم و در اولین گام نه تنها در خیابون با یه آقای مصری که استاد زبان فارسی بود برخورد کردیم بلکه در راستای پروژه یاد آوریه وطن! برای اولین بار به مشاهده خودروی &lt;A href=&quot;http://i30.tinypic.com/2pphuo7.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;محبوب پراید &lt;/A&gt;نیز نائل اومدیم.&lt;BR&gt;بعدش قدم زنان رفتیم باغ دانشکده گیاهشناسی که سال ۱۷۳۶ میلادی تاسیس شده! و مجموعه بسیار بزرگی از گیاهان سراسر کره زمین توش جمع شده و از اونجایی که امروز نوبت ایران بود در اولین نگاه به &lt;A href=&quot;http://i25.tinypic.com/140jbqp.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;این گیاه&lt;/A&gt;  بر خوردیم!&lt;BR&gt;در ادامه مسیر رفتیم یه پارکه دیگه که اونجا هم &lt;A href=&quot;http://i29.tinypic.com/281burp.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;عکسهای زیادی&lt;/A&gt; گرفتیم و بعدش تصمیم گرفتیم که بریم &lt;A href=&quot;http://i32.tinypic.com/say3r8.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;قبرستون شهر&lt;/A&gt; که آخر سالی زیارتی هم از اهل قبور داشته باشیم. البته سر راه یه سر به کلیساو یه سرم به &lt;A href=&quot;http://i25.tinypic.com/20f5kht.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;میدون اصلی&lt;/A&gt; زدیم.&lt;BR&gt; و &lt;A href=&quot;http://i26.tinypic.com/2rw268j.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;این عکس&lt;/A&gt; رو هم از کلیسا گرفتیم.&lt;BR&gt;البته فک نکنین که مسیر ساده ای بود...در بین راه از کوه ها و دشتها و رود خانه ها متعدد گذشتیم اما خم به ابرو نیاوردیم.&lt;BR&gt;به جرأت میتونم بگم که قبرستون شهرمون یکی از قشنگ ترین جاهاشه و البته یکی از قشنگ ترین جاهایی که من تو عمرم دیدم. و البته اینم جالبه که ۸ تا دانشمندی که نوبل گرفتن و تو گوتینگن هم مردن نیز تو این قبرستون چال شدن. که بعضی از قبراشون جالبه مثلا &lt;A href=&quot;http://i27.tinypic.com/2556wj4.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;قبر ماکس برن&lt;/A&gt; که رابطه عدم قطعیت روش نقش بسته یا قبر &lt;A href=&quot;http://i28.tinypic.com/xdb9u0.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;اتوهان&lt;/A&gt; که که واکنش واپاشی اورانیوم روشه یا&lt;A href=&quot;http://i32.tinypic.com/2iu9g7b.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;قبر ماکس پلانک&lt;/A&gt; که &lt;A href=&quot;http://i27.tinypic.com/2zz589g.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;تابت پلانک&lt;/A&gt; پایینش حک شده....آدم به این فکر میفته که وصیت کنه رو قبرش چی حک کنن... مثلا یه کاتانا خوبه ؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;باورتون میشه که&lt;A href=&quot;http://taha.yaseri.googlepages.com/IMG_1452.JPG&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://i25.tinypic.com/mc4zn7.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;این صحنه&lt;/A&gt; هم به قبرستون تعلق داره؟ یا &lt;A href=&quot;http://i31.tinypic.com/e8kb39.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;حتی این&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://i26.tinypic.com/f1l34x.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;این یکی&lt;/A&gt; آدم حوس می کنه بمیره!&lt;BR&gt;قبرای جالب دیگه ای هم بود...مثله قبر &lt;A href=&quot;http://i30.tinypic.com/1zq9a1z.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;شوارتز شلید&lt;/A&gt; یا قبر &lt;A href=&quot;http://i29.tinypic.com/2bwldy.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;اتو وانگر&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://i31.tinypic.com/rtluv8.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;این سنگ قبر &lt;/A&gt;هم برا من خیلی جالب بود... .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بیشتر آدما رو با همسرشون یه جا خاک کرده بودن.&lt;BR&gt;خلاصه به جرعت می  تونم بگم که از این به بعد یکی از پاتوقهای من قبرستونه&lt;BR&gt;بعدش را افتادیم به سمت &lt;A href=&quot;http://i28.tinypic.com/4rryv7.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;برج بیسمارک&lt;/A&gt;  که شروین  تو راه یه کلوپ رو  دید که در نهایت  خسته و کوفته رفتیم &lt;A href=&quot;http://i31.tinypic.com/2qk30au.jpg[/IMG]&quot; target=_blank&gt;کنسرت موسیقی ایرلندی&lt;/A&gt; و حدود ۵ ساعت میشه که جنازمون رو اوردیم خونه....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب بچه ها  دیگه برم بخوابم  چون واقعا خسته شدم  البته  قبل اینکه بیام نت و بنویسم  سر اینکه کی روی تخت خواب بخوابه  حسابی با شروین مبارزه کردم و  در اخر  ایشون بنده رو از جایی که  حرکت غیر ورزشی بود  شکست دادن&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt; و  بنده حقیر باید برای اولین بار روی زمین بخوابم  ولی میدونید  &lt;SPAN class=postbody&gt;شروین  نمیدونه که  با یه نینجا در افتادن یعنی چی بذارید  وقتی که خوابید  یه کاری می کنم که دیگه با نینجا جماعت در نیوفته  خوب   الان شروین  خانوم  بعد از ۱ ساعت از حموم تشریف اوردن  و بنده هم  برم حموم بعدش هم  بیام   بخوابم  منتظر حضورتون هستم  باور کنید که  اینجا  خیلی تنهام  فقط تنها چیزی که  برام مونده یه لب تاپه و نوشتن و نظرات شما   خوب قربون تک تکتون&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا علی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; اونگای شیماس&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Mar 2008 18:36:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ninjatanha&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>ninjatanha</dc:creator>
<guid>http://ninjatanha.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشکل من درباره شمال </title>
<link>http://ninjatanha.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=postbody&gt;من مشکلی که داشتم این بود که تو تهران خونمون همیشه شمالی ترین بود. ینی همیشه موقع برگشتن به خونه باید به سمت شمال حرکت می کردم. که خوب تو تهران این به معنی اینه که باسد سر بالایی می رفتم.&lt;BR&gt;دست بر قضا اینجا هم شیب به سمت شمال و البته یک کمی هم شرقه.اما موضوعی که نقشه هامو نقش بر آب میکنه اینه که از ۲روز پیش به اینور اینجا همیشه یه بادی داره به سمت شمال می وزه...و اثر باد هم تو دوچرخه سواری خیلی مهمه... بنابر این من هم مجبورم اومدنه رکاب بزنم هم رفتنه!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نمیدونم دقت کردید یا نه...اما تو هواشناسی bbc و ntv هیچ وقت آب و هوای ایران رو نمیگه. شایدم من اشتباه می کنم اما همیشه از اونور تا هند میاد از این ور هم تحت عنوان خاور میانه تا عراق میاد... اما از ایران خبری نیست. به نظر میاد که از رو نقشه محو شدیم!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اینجا دو  شنبه ها تو خیابونه اصلیه شهر  دو شنبه بازاره... من رفتم به مناسبت نوروز باستانی برا خودم گل خریدم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کلا کمی دلم برا عید تنگ شده...هر چند خاطرات بدی دارم از این موقهای سال اما به هر حال خاطرات خوب هم دارم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خیلی میخوابم.&lt;BR&gt; البته روزهای که تمرین دارم رو زود می خوابم و بیشتر  وقت ها هم تو خونه هستم (چون دوست دختر ندارم!)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۳ تا مسافرت در پیش دارم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکیش سه شنبه آیندس که دارم میرم  ولسفبورگ جای که کار خونه VW یا همون &lt;A href=&quot;http://www.theorie.physik.uni-goettingen.de/%7Eyasseri/pic/vw.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;فلوکس واگن&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; خودمون توشه. و فولکس واگن تو آلمان مثه پیکانه تو تهران.&lt;BR&gt;مسافرت بعدی ۱۱ جونه که به مدت ۱۱ روز میرم برمن . برا یک مدرسه تابستونی. و مسافرت بدی ۹ جولایه که برا یه کنفرانس میرم جنوای ایتالیا. &lt;A href=&quot;http://www.theorie.physik.uni-goettingen.de/%7Eyasseri/pic/home1.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;این عکس&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; خونمه ا زاین زاویه. اینم یه&lt;A href=&quot;http://www.theorie.physik.uni-goettingen.de/%7Eyasseri/pic/home2.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt; عکسه دیگس&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; از این زاویه.&lt;A href=&quot;http://www.theorie.physik.uni-goettingen.de/%7Eyasseri/pic/home3.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt; این تصویریه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; که وقتی من دارم دستشویی می کنم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt; روبرومه!&lt;A href=&quot;http://www.theorie.physik.uni-goettingen.de/%7Eyasseri/pic/home4.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt; این هم تصویریه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; که وقتی دارم حموم میکنم اگه پرده رو بزنم کنار میبینم!&lt;BR&gt;این&lt;A href=&quot;http://www.theorie.physik.uni-goettingen.de/%7Eyasseri/pic/home5.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt; آشپز خونه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;...این هم &lt;A href=&quot;http://www.theorie.physik.uni-goettingen.de/%7Eyasseri/pic/home7.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;در اصلیه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; ساختمونه. و &lt;BR&gt;چه حسی بهتون دست میده اگه صبح یک روز بهاری که دارین میرین آشغالارو  بزارین ت&lt;A href=&quot;http://www.theorie.physik.uni-goettingen.de/%7Eyasseri/pic/jamavariemekanizeyezobale.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;و سطل دم خونه &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;ببینین که&lt;A href=&quot;http://www.theorie.physik.uni-goettingen.de/%7Eyasseri/pic/1984.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#336699&gt; تاریخ تولدتون&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; رو در سطل نقش بسته؟ &lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;خوب دیگه میدونم که  حتما میگید این ابراهیمی دیوونه شده ولی باور کنید  به همه چی حساس شدم اخه  به هر کجا  نگاه می کنم به این فکر می افتم که کشورمون کجا و اینجا کجا  خلاصه خودتون بگید  به نظر شما همون ایران عزیز بهتر هست یا  اینجای بلاد فرنگ؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;تا اپ دیگه &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;یا علی &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;اونگای شیماس&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 11 Mar 2008 22:24:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ninjatanha&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>ninjatanha</dc:creator>
<guid>http://ninjatanha.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
